حرمت نفس برخلاف اعتماد به نفس پدیده پیچیده ای است.


حرمت نفس برخلاف اعتماد به نفس پدیده پیچیده ای است.
زیرا از یک طرف به این توجه دارد که من خودم و دیگران را خوب
میدانم و خود و دیگران را خواستنی و دوست داشتنی میدانم و همچنین از آنچه که هستم و دارم خجالت و شرمی ندارم و از دیگران نیز ترسی ندارم.
همچنین به اصل تقدس انسان و فقط انسان باور دارم و خود را از دیگران جدا میدانم و من منم و تو تو و ما یکی نیستیم در حالیکه به عنوان انسان از هم و به ویژه از درد هم با خبر هستیم و برای آن کاری میکنیم. اما درد و رنج شما درد من نیست و این تفکیک را باید به صورت درستی انجام داد که برای هم دوا و دکتر بوده و اما همدرد نباشیم. زیرا همدردی مسئله و مشکلی را حل نمیکند.
همچنین به این توجه داشته باشیم که اصل حرمت نفس با مفهوم برابری و از جانب دیگر به اصل یکسانی ارتباط دارد که ما ارزش و اهمیت و اعتباری داریم همانطور که دیگران دارند.
بالاخره در تحلیل نهایی ماجرای حرمت نفس ما را به اینجا میرساند که من از شما بهتر، بدتر، بالاتر، پایینتر نیستم.
همچنین اصولاً مفهومی به اسم مقیاس و مقایسه و مسابقه وجود ندارد و تا زمانی که چنین ذهنیتی وجود دارد هر کجا که باشیم و هر اندازه که باشیم رنج میبریم و رنج میدهیم و لذت نمیبریم و لذت نمیدهیم.
به این نکته اشاره شد که حرمت نفس میتواند جنبه موضعی و موردی داشته باشد و به جنبه 9 گانهای که 3 قسمت 3 مرحلهای است اشاره شد.
1- اشتباه، شکست و حرف مردم
2- مقیاس، مقایسه و مسابقه
3- باور، اعتقاد، نظر و عقیده بد، غلط و منفی که ریشه اصلی و اساسی این گرفتاری است.
حرمت نفس ما ممکن است جنبه فراگیر، عمومی و کلی داشته باشد. یعنی در یک مورد مشخصی نیست که من احساس خوبی درباره خودم ندارم بلکه به طور کلی من درباره خودم احساس خوبی ندارم یا درباره موضوعها و مسائل مهم و اساسی زندگی فکر میکنم که نه خوب هستم و نه خواستنی و نه آن احساس درست را در ارتباط با خودم و نه در ارتباط با دیگران دارم. به همین دلیل است که موضوع حرمت نفس مسئله ای فراگیر است.


دیدگاهها