پنجشنبه ۱۳۹۶/۵/۲۶
آخرین به روزرسانی : ۱۳۹۶/۰۵/۲۵
خبرنامه
کانال دکتر هلاکویی
به کانال دکتر فرهنگ هلاکویی و انتشارات باهدف وارد شوید و هر روز مطالب خواندنی ما را دنبال کنید.
برنامه امروز
برنامه صبحی دیگر
برنامه صبحی دیگر
برنامه صبحی دیگر
کانال مدیریت رفتار
بنا به درخواست شما هموطنان عزیز کانال تلگرامی مدیریت خشم،ترس،افسردگی،استرس دکتر هلاکویی راه اندازی شد.
انتشارات باهدف
انتشارات باهدف
معرفی انتشارات
معرفی مجموعه کتابهای انتشارات باهدف در برنامه صبحی دیگر از شبکه آموزش(کانال 7 صدا و سیما)- 18 بهمن 1394

چگونه خشم خود را کنترل کنیم؟

هر چند عصبانیت یک هیجان طبیعی است، اما وقتی از کنترل خارج شود، می‌تواند مشکلاتی در خانواده، کار و ارتباطات اجتماعی پدید بیاورد و حتی زندگی روزمره را با اختلال روبه‌رو کند. این در حالی است که به عقیده بسیاری از روان‌شناسان نباید خشم و عصبانیت خود را سرکوب کنیم.

روانشناسان معتقدند فرو خوردن خشم نه تنها مشکلات جسمی زیادی به همراه خواهد داشت، بلکه سبب می‌شود انرژی منفی ناشی از عصبانیت را در موقعیتی دیگر و در ارتباط با دیگرانی که ربطی هم با موضوع ندارند، تخلیه کنیم و مشکلات جدیدی به وجود آوریم. به عبارتی، با تبدیل عصبانیت به پرخاشگری، زمینه بروز رفتار پرخاشگرانه را افزایش خواهیم داد.

حال پرسش اینجاست که مناسب‌ترین واکنش در برخورد با موقعیت‌های تنش‌زا چیست؟ متن پیش رو با ارائه شش راهکار سعی می‌کند به افراد کمک کند تا عصبانیت خود را درک و کنترل کنند.

 

ادامه مطلب...

چطوراسترس را کنترل کنیم؟

کلید: افکار استرس زا را با نگاه دیگری بررسی کنید!

 "من باید برنده شوم" "همسرم باید در مهمانی حاضر باشد" "دوستم نباید... " همه ی این باید ها و نباید های استرس زای خود را پیدا کنید و در آنها تجدید نظر کنید.

فاجعه سازی نکنید! هر اتفاقی هم بیافتد دنیا به آخر نمی رسد. اگر در امتحان رد شوید یا حتی اگر نتوانید در مصاحبه شغلی موفق شوید. همیشه راه و فرصت جدیدی هست.

ادامه مطلب...

قدرت سکوت

در سکوت انرژی نهفته است که متفاوت از دیگر انواع انرژی است. این انرژی انسان را برای فکر کردن و عمل کردن های بعدی آماده می سازد، سرعت ذهن را کاهش می دهد و در مسیر ارتقا و رشد فردی، سکوت کردن یکی از عوامل مهم و اثرگذار است.

بیشتر مردم احساس می کنند که باید سکوت را با حرف زدن، تلویزیون تماشا کردن، موسیقی یا کار به خصوصی پر کنند.سکوت برای برخی افراد موجب آشفتگی می شود و یا به آنها احساس ناراحتی می دهد، برای همین اکثر مردم در خانه هایشان تلویزیون دارند و بسیاری از آنها، حتی زمانی که کسی پای تلویزیون ننشسته،‌ آن را روشن می گذارند، تا صدای پیش زمینه ای در خانه شان حاضر باشد.

 در سکوت چه اتفاقی می افتد؟

ادامه مطلب...

عشق وسواس گونه چگونه میباشد ؟

به نوعی از عشق گفته می شود که در آن، عاشق می خواهد تمام اوقات خود را با معشوقش بگذراند . این افراد حتی وقتی هم که ازدواج می کنند و حتی پس از گذشت سال ها، همچنان نگران رابطه و زندگی زناشویی خود هستند بدون اینکه مورد عجیب یا مشکوکی رخ داده باشد! طبیعی است که زندگی در کنار چنین همسری با این حد از وسواس و نگرانی درباره ی رابطه زناشویی، اول از همه شریک زندگی اش را ناراحت میکند و اتفاقاً همین نگرانیهای بیمورد، باعث دلزدگی همسرش میشود.

ادامه مطلب...

چگونه با غم از دست دادن مادر کنار بیاییم؟


هر چند که برای بسیاری از مصیبتها و غم و اندوهها، زمان، بهترین التیام دهنده است اما این مساله در مورد همه فقدانها صدق نمی کند بلکه در برابر برخی از مصیبتها و داغدیدگی ها باید یادگرفت که چگونه با این شرایط سازگاری پیدا کرده و آن را بپذیریم. غم از دست دادن مادر یکی از همین رنجهاست که گذر زمان در آن موثر نیست. از دست دادن مادر یک اتفاق غیر قابل تصور است که در افراد داغدیده یا سوگوار , دامنه گسترده ای از رفتارهای گوناگون را می تواند ایجاد کند. گرچه این رفتارها ممکن است واکنش های طبیعی در هنگام غم از دست دادن مادر باشد، ولی بین رفتار افراد مختلف تفاوت بسیار وجود دارد.
شمع مادر کسی‌ است‌ که‌ از نخستین‌ لحظه‌ حیات‌ تا دم‌ مرگ‌ نه تنها هرگز از بردن‌ نامش‌ خسته‌ نمی‌شویم‌، بلکه‌ به هنگام‌ تلخ‌ترین‌ غم‌ها و زیباترین‌ شادی‌ها نیز، از نفس‌ گرم‌ و دلنواز او و از یاد معصوم‌ و مقدسش‌ استمداد می‌جوییم‌. مادر سرچشمه‌ فداکاری‌ و صفا و در یک‌ کلمه‌، نمونه‌ یک شاهکار خداوندی‌ است‌. مادر، بزرگ‌ترین‌ عطیه‌ پروردگار است‌. می‌گویند وقتی‌ خداوند خواست‌ بزرگ‌ترین‌ شاهکار خلقت‌ را به‌وجود آورد‌، مادر را آفرید. با تمام این اوصاف و با تمام عشقی که نسبت به مادر داریم، بهار وجود او نیز مانند هر موجود زنده دیگر خزانی دارد و به طور قطع موهبتی نیست که ابدی بوده و همواره در کنار ما بماند. عاقبت روزی فراخواهد رسید که او ما را ترک کند و ما از موهبت دیدن روی او محروم خواهیم ماند. در این مقاله سعی بر آن داریم تا نکاتی هر چند خلاصه، را در اختیار کاربرانی قرار دهیم که از غم فقدان مادر رنج می برند. البته قبل از هر چیز باید گفت در انجام مراحل زیر رعایت ترتیب الزامی نیست. زیرا هیچ دو نفری به روش مشابه با این مشکل کنار نمی آیند.
سوگواری با ما چه کار می‌کند؟ از دست‌دادن یا فقدان یک عزیز می‌تواند بر همه حوزه‌های ذهن و رفتار ما تاثیر بگذارد؛ یعنی هم احساسات، هم افکار، هم رفتار و حتی فلسفه زندگی ما را تغییر دهد. این تغییرات عبارتند از: - احساسات: شاید خیلی‌ها فکر کنند که سوگواری تنها یعنی احساس تنها ماندن. اما روان‌شناسانی که ذهن سوگواران را کاویده‌اند، می‌دانند که احساسات دیگری مانند خشم در این مساله می تواند دخیل باشد. مادر کسی‌ است‌ که‌ از نخستین‌ لحظه‌ حیات‌ تا دم‌ مرگ‌ نه تنها هرگز از بردن‌ نامش‌ خسته‌ نمی‌شویم‌، بلکه‌ به هنگام‌ تلخ‌ترین‌ غم‌ها و زیباترین‌ شادی‌ها نیز، از نفس‌ گرم‌ و دلنواز او و از یاد معصوم‌ و مقدسش‌ استمداد می‌جوییم‌ غیر از احساس غمگینی و خشم‌، شما نمی‌دانید که تاب تحمل این از دست‌دادن بزرگ را دارید یا نه؛ به همین خاطر مضطرب می‌شوید. - افکار: آنچه که در ذهن افراد سوگوار که در گوشه مجلس ختم نشسته‌اند، فکر‌هایی است که همه و همه در حول و حوش فرد از دست رفته می‌چرخد. اولین نوع این افکار که زودتر از همه بعد از شنیدن مرگ عزیز به ذهنمان می‌رسد ناباوری است؛ یعنی ما اصلا باورمان نمی‌شود که او را از دست داده باشیم. خیلی سخت است که خانه‌ای که همیشه مادرمان در آن حضور داشته را حالا خالی ببینیم؛ خالی بودنی که معنایش این است که ما یک حامی‌ عاطفی و یک برطرف‌کننده نیازهایمان را از دست داده‌ایم. و علاوه بر تمام این احساسات، ممکن است ذهنتان برای مدت زیادی تحت فرمانروایی بلامنازع «فکر به عزیز از دست رفته» قرار بگیرد؛ یعنی حجم زیادی از فکرتان همین باشد. البته برای کوتاه‌مدت همه این افکار در دوره سوگواری طبیعی است. - رفتار: غیر از خواب، خورد و خوراک سوگوار نیز به هم می‌ریزد. شاید تصورتان این است که همه سوگوارها بی‌اشتها هستند. نه! بعضی‌ها حتی پرخورتر از معمول می‌شوند و این برای خودشان هم عجیب است. ممکن است شما به اطرافیان و کارهایتان بی‌تفاوت شوید و حوصله هیچ کاری نداشته باشید و از همه متداول‌تر اینکه گریه ‌کنید. به این بهانه که مرد نباید گریه کند یا اینکه باید صبور بود، جلوی این واکنش طبیعی و سودمند را نگیرید. اگر جلوی دیگران سخت است، در تنهایی گریه کنید.

ادامه مطلب...

چطور می توانید هوش اخلاقی خود را بسنجید؟

تست های روانشناسی بهترین ابزار برای سنجش خود است. به کمک تست هوش اخلاقی که توسط لنیک و کیل در سال 2005 تدوین شده است، می توانید هوش اخلاقی خود را بسنجید. این تست هوش اخلاقی در ایران هنجاریابی و اعتبارسنجی شده است.

در آزمون هوش اخلاقی 10 عامل (خرده آزمون) مورد سنجش قرار می گیرند که عبارتند از :

ادامه مطلب...

۱۳ راهکار عالی برائ شکوفایی هوش هیجانی کودکان

 

بە توانایی اشخاص در شناخت و کنترل احساسات شخصی خود و دیگران و هم‌چنین استفاده از این توانایی برائ تصمیم‌گیری بەتر، تفکر خلاقانه، انگیزه بخشیدن بە خود و دیگران، لذت بردن از سلامتی و روابط بەتر و زندگی شادتر، «هوش هیجانی» می‌گویند. تحقیقات نشان می‌دهد که هوش هیجانی، بەترین پیش‌گوی دست‌آوردهای آینده کودک است. هم‌چنین بسیاری از مردم بر این باورند که هوش هیجانی، بیش‌تر از ضریب هوشی و مهارت‌های فنی، بە موفقیت کودکان کمک می‌کند.

۱٫ آرام باشید

اضطراب خودتان را کاهش دهید. «هری استاک سالیوان»، نظریه‌ای مبنی بر بە ارث بردن اضطراب از والدین را ارایه کرده است. تحقیقات نشان می‌دهد که تماس لمسی والدین، صدا و حتی حرکات آن‌ها می‌تواند اضطراب نوزاد را کاهش یا افزایش دهد.

۲٫ توانایی حل مسئله را یادش بدهید

 به کودک‌تان بیاموزید که چگونه مشکلات را حل کند. گاهی وقت‌ها، وقتی که کودکان احساس کنند درک می‌شوند، راحت‌تر می‌توانند مشکلات‌شان را قبول و هم‌چنین حل کنند؛ البته وقت‌هایی هست که آن‌ها برائ این کار، بە کمک والدین خود نیز نیاز دارند. بەترین کار این است که صبر کنید تا آن‌ها، خودشان برائ حل مشکلات، سراغ‌تان بیایند و کمک بخواهند.

۳٫ آرامش داشتن را بە کودک بیاموزید

به او یاد  بدهید که چگونه خودش را تسکین دهد و آرام کند. کودک، معنای آرامش بخشیدن را از والدین می‌آموزد و یاد می‌گیرد که چگونه نیازهای خود را کنترل کند و در زندگی، چگونه خود را در برابر مشکلات، آرام نگه دارد.

۴٫ تایید کنید

احساسات فرزندتان را بپذیرید و آن را تایید کنید. بە او بگویید که نمی‌تواند احساساتش را انتخاب کند، اما باید یاد بگیرد که با آن احساسات، چه کار کند و چگونه آن‌ها را بروز دهد.

۵٫ همدردی کنید

با او هم‌دردی کنید. وقتی که برائ احساس ناراحتی یا عصبانیت فرزند خود، نمی‌توانید کاری انجام دهید، بەترین کار، هم‌دردی با اوست. انسان‌ها، وقتی بدانند کسی هست که آن‌ها را درک کند، راحت‌تر، با مشکلات احساسی خود، کنار می‌آیند. هم‌دردی کردن، بە کودک کمک می‌کند که متوجه شود زندگی، احساسی خطرناک یا شرم‌آور نیست و همه، در زندگی‌شان، با احساسات مختلف، درگیر می باشند. هم‌چنین او، هم‌دردی کردن با دیگران را یاد می‌گیرد. شما می‌توانید از این جمله‌ها هم کمک بگیرید: «می‌دانم که سخت است بازی کردن را تمام کنی و بیایی با هم شام بخوریم، اما الان، وقت شام خوردن است».

۶٫ تحقیر نکنید

به او اجازه دهید احساساتش را بیان کند. بە‌جای نادیده گرفتن یا تحقیر کردن احساسات فرزندتان، بە او اجازه دهید آن‌ها را بیان کند؛ برائ مثال، بە او نگویید «یک زخم بە این کوچکی که درد ندارد». با او، طوری رفتار کنید که بتواند احساساتش را برائ‌تان بازگو کند. نادیده گرفتن خشم و ناراحتی او، سبب نمی‌شود آن‌ها را فراموش کند، بلکه سبب می‌شود احساساتش را داخل خود بریزد. این احساسات، نابود نمی‌شوند و دنبال راهی برائ بروز می‌گردند و ممکن است خود را بە‌صورت کابوس نشان دهند.

۷٫ خوب گوش کنید

به احساسات و هیجانات کودک‌تان، گوش دهید. گاهی وقت‌ها، کودکان نیاز دارند احساسات‌شان را برائ‌تان بازگو کنند و شما، آن‌ها را بشنوید. این کار، بە آن‌ها کمک می‌کند تا با احساس خود، کنار آیند و آن را رها کنند. می‌توانید از جمله‌هایی مانند «ناراحت بە نظر می‌رسی. همه ناراحت می‌شوند. من کنارت هستم. می‌توانی با من صحبت کنی» یا «می‌دانم آن‌قدر ناراحت و عصبانی هستی که می‌خواهی فریاد بزنی و گریه کنی. من هم گاهی وقت‌ها، این‌طوری می‌شوم» استفاده کنید.

 

۸٫ در آغوشش بگیرید

نوزاد خود را در آغوش بگیرید و بە صدای گریه او، واکنش نشان دهید. هوش هیجانی  با ارتباط‌های اولیه او با دیگران و اعتمادش بە اطرافیان، آغاز بە رشد می‌کند.

۹٫ بازی «شاید…»  را جدی بگیرید

 بازی «شاید… »یکی دیگر از بازی‌هایی  است که بە کودک کمک می‌کند احساسات گوناگون را درک کند. وقتی که در خیابان میباشید و کسی را غمگین می‌بینید، این بازی را آغاز کنید. اجازه دهید هرکس، سبب ناراحتی او را حدس بزند: «شاید او، دیر بە محل کار خود رسیده است»، «شاید با کسی، بحث کرده است» و…

۱۰٫ الگو باشید

بهترین الگو برائ آن‌ها باشید. کودکان، چیزهایی را که می‌بینند، انجام می‌دهند. بنابراین یک الگوی کامل برائ او باشید. آیا شما، وقتی عصبانی میباشید، کسی را کتک می‌زنید؟ آیا می‌توانید هنگام جروبحث، آرامش خود را حفظ کنید؟ آیا با دیگران، احساس هم‌دردی می‌کنید؟ همه این کارها را نیز او، از شما می‌آموزد.

۱۱٫ درباره اتفاقات دردناک سکوت نکنید

حرف زدن در مورد اتفاقات دردناک را بە او یاد دهید. این کار، بە کودک کمک می‌کند در وقت‌هایی که با اتفاقات دردناک  مواجه می‌شود، احساسات خود را بیان کند.

۱۲٫ از احساسات حرف بزنید

زمانی برائ سرگرمی و شناخت احساسات، در نظر بگیرید. یادتان باشد که کتاب‌ها و فیلم‌ها، فقط برائ سرگرمی نیستند. هنگامی که با کودک‌تان، کتابی را می‌خوانید یا فیلمی را تماشا می‌کنید، از او، در مورد اتفاقاتی که در کتاب رخ داده و شخصیت‌ها، سوال کنید و درباره چیستی و چرایی این احساسات با  او گفتگو کنید.

۱۳٫ موقعیت سازی کنید

از او بپرسید «تو، چه کار می‌کردی اگر…؟» شما می‌توانید هنگامی که در ماشین و پشت ترافیک میباشید یا هنگام صرف شام دور میز، این بازی را با کودکان انجام دهید. سوال‌های مختلف، بە او کمک می‌کنند تا در مورد راه‌های مختلف واکنش نشان داده در موقعیت‌های مختلف، فکر کند. برائ مثال، از او بپرسید «اگر من، تو را بە خاطر کاری که نکردی، سرزنش کنم، چه کار می‌کنی؟»

هوش هیجانی در روابط خانوادگی

هوش هیجانی به چه معناست؟

هوش هیجانی به معنای توانایی درک و شناخت صحیح هیجان ها و عواطف خود و دیگران، آن گونه که هستند، است؛ و دربرگیرنده دو جنبه از هوش است که عبارتند از:

- درک خودتان، به معنی درک اهداف، تفکرات، رفتار و مقاصد

- درک دیگران و احساسات آنها

به بیان دیگر هوش هیجانی دارای چهار بعد اساسی است که عبارتند از:

شناسایی و بیان هیجان ها: که به معنی توانایی فرد در خودآگاهی هیجانی، بیان هیجانات، درک نیازهای دیگران و توانایی تشخیص درست و نادرست ابراز هیجان است.

استفاده صحیح از هیجان ها: به معنی استفاده از عواطف در جهت کمک به کسب نتایج مطلوب، حل مسائل و استفاده از فرصت ها است و نیز توانایی تشخیص هیجان های گوناگون از یکدیگر و استفاده از آن ها در جهت تفکر مۆثرتر.

فهم و درک هیجان ها: که همان توانایی فهم هیجانات پیچیده (نظیر احساس دو هیجان همزمان) و آگاهی از علل آنها و چگونگی تغییر هیجان ها از یک حالت به حالت دیگر است.

مدیریت و تنظیم هیجان ها: یعنی توانایی اداره کردن هیجان ها در خود و دیگران، به کارگیری عواطف برای حل مسایل و هماهنگ کردن هیجان و تفکر.

پس هوش هیجانی در یک کلام یعنی اینکه «در مورد هیجانات خود باهوش باشید» این به این معنی است که شما در مورد هیجانات خود و دیگران، زیرک، دقیق و هوشیار باشد و به هیجانات در هر موقعیتی اهمیت دهید.

افرادی با هوش هیجانی بالا دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که آنها را از دیگران متمایز می کند و ضامن موفقیت آنها در زندگی است. افرادی با هوش هیجانی بالا در ضمن تعارض قادرند به طور عمیق و منطقی بیندیشند و به جای اینکه واکنش نشان دهند، گوش کنند و خواسته هایشان را به شکل مناسب اظهار نمایند این افراد، احساسات یا افکار خشم را سرکوب نمی کنند، بلکه به جای آن، این احساسات و افکار را با روش سازنده اظهار می کنند. همچنین این افراد بهتر می توانند خود را کنترل کرده و به خود انگیزه دهند.

چنین افرادی احساسات خود را با روشی غیرخصمانه اظهار می دارند و از احساساتی که در افراد دیگر به وجود آمده نیز آگاهی دارند و به طور کلی افرادی با هوش هیجان بالا از ارتباطات بین فردی رضایت بخشی، لذت می برند.

افرادی با هوش هیجانی بالا دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که آنها را از دیگران متمایز می کند و ضامن موفقیت آنها در زندگی است

بنابراین، افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند نمی توانند با حوادث فشارزا و ناخوشایند سازگار شوند، و بیشتر دچار ناامیدی می گردند؛ و برعکس افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند پاسخ های سازشی و انطباقی بیشتر نسبت به وقایع ناگوار ومنفی زندگی از خود نشان می دهند و این دقیقا همان ویژگی هایی است که برای داشتن روابط بین فردی رضایت بخش به آنها نیاز جدی داریم.

 

به طور کلی صاحب نظران و پژوهشگرانی که به بررسی و مطالعه علمی هوش هیجانی می پردازند معتقدند که هوش هیجانی می تواند کاربردها و تاثیرات مهمی بر فعالیت های گوناگون آدمی چون رهبری و هدایت دیگران، زندگی شغلی، زندگی خانوادگی و زناشویی، تعلیم و تربیت، سلامت روانی و... داشته باشد. ولییکی از جنبه هایی که هوش هیجانی تاثیر فوق العاده ای بر موفقیت در آن دارد، ازدواج و زندگی زناشویی است به عبارتی اگر چنانچه زمینه ای وجود داشته باشد که هوش هیجانی در آن اهمیت دارد، آن زمینه ازدواج است، زیرا بنیاد و اساس رضایت از روابط به توانایی فهم و کنترل هیجانات بستگی دارد؛ و جزء مهمی از رضایت زناشویی، آگاهی فرد از هیجانات همسرش و احترام به آن هیجانات است.

طبق گفته دانیل گلمن، هوش هیجانی نقش مهمی در برقراری و ادامه ارتباطات بازی می کند، بنابراین می توان انتظار داشت فردی با هوش هیجانی بالا که در ارتباطات اجتماعی و همچنین در ارتباطات نزدیک موفق تر است، در ارتباطات زناشویی نیز بهتر عمل کند.

همان طور که می دانیم ازدواج منبع بعضی از عمیق ترین احساسات و هیجانات ماست، مثل عشق، نفرت، عصبانیت، ترس، ناراحتی و لذت، و این که چقدر زن و شوهر بتوانند این هیجانات قوی را بفهمند، درباره شان گفتگو و آنها را مدیریت کنند نقش قاطعی در رضایت زناشویی آنها بازی می کند، زیرا افرادی که توانایی کنترل احساسات و هیجانات خود را دارند (خویشتن داری) و بر نحوه ابراز احساسات و هیجانات خود نسبت به دیگران خصوصا همسرشان تسلط دارند، مانع بروز بسیاری از برخوردها و سوءتفاهمات در روابط زناشویی خود می شوند. در حقیقت ابراز عواطف نقش عمده ای بر شادی ها و تداوم زندگی زناشویی داشته و زوج های خوشبخت به طور مداوم واکنش هایی چون عشق و محبت را نسبت به هم ابراز کرده و در تعامل هایشان با یکدیگر از شوخی های مناسب استفاده می کنند.

افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، به احتمال زیاد می توانند به گونه ای موثر با صحبت های دقیق و ظریف عاطفی، مشکلات و اختلافات را حل کنند و با استفاده از جملاتی چون «معذرت می خواهم» و «متاسفم» و دانستن اینکه به چه مقدار معذرت خواهی نیاز است یا چه مقدار متاسفم کارگشاست، اوضاع را سر و سامان می دهند.

جان گاتمن از روانشناسان دانشگاه واشنگتن طی تحقیقاتی به این نتیجه رسیده است که زوجینی که روی هیجانات خود کنترلی ندارند، تکانشی هستند و قادر به تفکر و صحبت به طور واضح و موثر نیستند، نیاز به آموزش خودآگاهی هیجانی دارند؛ این افراد باید یاد بگیرند که چطور زوج های با هوش هیجانی بالایی باشند و از لحاظ هیجانی بیدار شوند.

تحقیقات نشان داده است که ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه می باشد و در ازدواج‌هایی که زوجین با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند، برانگیختگی‌های هیجانی زیادتری دیده می‌شود. به عبارت دیگر، بیشتر تعارض‌ها و اختلافات بین زوجین به دلیل برانگیختگی‌های هیجانی صورت می‌گیرد و همچنین افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند

مثلاً بعضی از زوج‌ها آشکارا نسبت به علائم هیجانی همسرشان بی‌توجه هستند و آنان را نادیده می‌گیرند یا آمادگی سوء تعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می‌کنند.

در ضمن انسان‌ها دارای تفاوت‌های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود می باشند. مثلاً برخی از زوج‌ها عادت دارند پیام‌های هیجانی مبهم و گیج کننده‌ای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم می‌خندند و هم اخم می‌کنند ) و در نهایت زوج‌های خرسند در مقایسه با زوج‌هایی که رابطه زناشویی و هیجانی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند.

اهميت مديريت هيجاني در چيست ؟

1برخورد صحيح با موقعيتهاي تهديد كننده و خطرناك:

مثلا در مواجهه با يك جانور درنده ، هيجان ترس باعث مي شود با قدرت بيشتري پا به فرار گذاشته و جان خود رانجات دهيم .

2­ براي خشنودي وشادي بيشتر ، هر چه مديريت هيجاني بالاتر باشد : هيجانات و احساسات به ما كمك مي كند تا اطلاعات مربوط به پايه و اساس سلامتي ، يعني شادي را جمع آوري كرده ، اولويت بندي وپردازش كنيم تا به نحواحسن از آن استفاده كنيم .

3­ براي كمك به ديگران :مديريت هيجاني مي تواند به ما كمك كند تا با شناخت هيجانات خود وديگران نيازهاي آنان را درك كرده و حداقل با همدلي به آنان ياري برسانيم . يك فعاليت قبل از اين كه هيجانات منفي مثل خشم ، اضطراب و غم بر ما تسلط يابد ويا حتي در حين بروز آن ها ، معمولا به سرعت در ذهن خود گفتگوهايي انجام مي دهيم كه ممكن است مخرب بوده وبه دامن زدن هيجان منفي بيانجامد . هدف از روش خود گويي سازنده كمك به فرد است براي : ارزيابي نيازها و بايدهايي كه در يك موقعيت بكار مي رود . كنترل افكار فشار آور ، تصوير هاي ذهني و احساسات خود. مقابله با هيجانات شديد . تقويت روحيه خود براي مقابله با موقعيت هاي پرفشار

اشاره و نكته ها

-قبل از هر چيز بايد در باره ي هيجانات خود اطلاعات عيني تري بدست آوريم . توصيه مي شود در جلسات گروهي درباره انواع هيجانها ، مثل: شادي و غم، عشق و تنفر، ترس و شجاعت و ... صحبتهاي سازنده واكتشافي دا باشيم .

۲- هيجانات خود را بپذيريم وآنها را همانند مهمان خود بدانيم ، ولي به آنها گوشتزد كنيم كه ما ميزبان آنها هستيم و اجازه ندارند هر كاري دوست دارند انجام دهند.

۳- رفتارهاي هيجاني مطلوب را در خود تقويت كنيم، مثل همدلي ، مثبت نگري وكنترل تنش .

۴- به بچه هاي خيلي كوچك كمك كنيم تا لغات و عباراتي كه دربر گيرنده ي هيجانات و احساسات مي باشد را بياموزند. والدين هم بهتر است احساسات خود را بيان كنند . اين كار باعث مي شود بچه ها نيز هيجانات خود را بشناسند ، مثال : احساس بي قراري مي كنم "احساس نا اميدي مي كنم" ، " احساس شادي مي كنم "

۵-احساسات ديگران را نامگذاري كنيم : به نظر مي رسد نااميد شد ه اي !

۶- محيط وفضايي سرشار از احساس امنيت خاطر و حمايت فراهم سازيم يعني براي هيجانات ارزش قايل شده و آنها را مورد شناسايي قراردهيم ودر باره ي هيجانات به راحتي صبحت كنيم .

۷- صداقت هيجاني را از طريق عشق بدون قيد وشرط تشويق كنيم.

۸- هيجان خشم معمولا يك احساس ثانويه است ( قبل از خشم يك احساس ديگر وجود دارد : وقتي با كارنامه خراب فرزندمان روبرو مي شويم ، اول احساس نااميدي مي كنيم ، سپس عصباني مي شويم ، يا وقتي يك ماشين با سرعت جلوي اتومبيل ما مي پيچد ، اول مي ترسيم بعد عصباني مي شويم و به او ناسزا مي گوييم

۹- بدانيم كه هيجانات منفي ما از جمع شدن نيازهاي هيجاني برآورده نشده بوجود مي آيد.

۱۰- وقتي هيجان هاي شديدي را تجربه مي كنيم ، از بحث كردن و تصميم گيري اجتناب كنيم .

۱۱- والدين مهمترين الگوي رفتاري وهيجاني فرزندان هستند، اگر تصور مي كنيم از نظراحساسي و هيجاني احتياج به

كمك و تقويت بيشتر داريم ، حتما از دوستان با تجربه ويا روانشناس و مشاوره بهره بگيريم.

 

۱۲-

آموزش روشهاي آرميدگي و يا روش تمركز برتنفس ، در مديريت هيجانات پر انرژي مثل خشم و تنفر اثر بخش مي باشد . آموزش آرام سازي بر عضلات ، تنفس و ذهن متمركز است. آموزش آرام سازي راهي براي كسب كنترل است . رها كردن عضلات نقطه مقابل عملي است كه بدنمان مي خواهدانجام بدهد . وقتي ياد بگيريم بدنمان را به ميل خودمان رها كنيم ، كنترل ما بربدنمان بيشتر مي شود .

۱۳- تنفس عميق وآرام شكمي ( تنفس با كمك بالا وپائين رفتن شكم) قدم زدن، نوشيدن آب سرد ، ترك محلي كه باعث ايجاد هيجان شديد شده ، درذهن خود تا ۱۰شمردن و غيره كمك مي كند تا هيجان خودرا بيشتر كنترل كنيم . ۱۴- چنانچه از عهده كنترل هيجانات شديد خود برنمي آئيم و احتمال مي رود بر زندگي شخصي وشغلي ما تاثير منفي بگذارد ، بهتر است هرچه سريع تر از كمك هاي تخصصصي روان شناسان و مشاوران بهره بگيريم .

۱۵- بايد ونبايدها ي ذهن خود را متعادل تر سازيم . مثلا : " اونبايد با من چنين رفتاري مي كرد " " همه بايد از من راضي باشند . چنين تفكراتي باعث هيجان هاي منفي مثل : خشم ، نااميدي ، دلسردي و ياس مي گردد.

۱۶- بدانيم كه در رفتار با ديگران ما مالك گفته هاي خود هستيم نه برداشت ذهني ديگران . بنا براين بايد به گونه اي صحبت يا رفتار كنيم كه منظور مارا بهتر درك كنند.

۱۷- بهتر است درباره ي هيجانهاي به ظاهر منفي مثل خشم ، حسادت ، نفرت و... صحبت كنيم .

۱۸ – از پيش داوري و قضاوتهاي عجولانه در مواجه با رفتار، گفتار و احساسات ديگران بپرهيزيم .

۱۹- همواره ودر همه حال از دو چيز دست مشوي : اميد وايمان .

۲۰- چيزي كه جبران نا پذير است خشم است

۲۱- عصباني شدن آسان است – همه مي توانند عصباني شوند ، اما عصباني شدن در برابر شخص مناسب ، به ميزان مناسب ، در زمان مناسب ، به دليل مناسب و به روش مناسب – آسان نيست. ارسطو

مدیریت هیجان در زندگی روزانه

«امپراطور آسوکا در پایان جنگ کالینگا به اهمیت عشق و صلح برای یک جامعه سالم پی برد. آنگاه او بر آن شد تا نفرت، خشم و انتقام‌جویی را کنار بگذارد.» اگر امپراطور زودتر به این آگاهی دست یافته بود، به احتمال زیاد آتش جنگ را بر نمی‌افروخت و در نتیجه، خون هزاران هزار بیگناه بر زمین ریخته نمی‌شد.
همگی ما در زندگی روزمره خود، چه در محیط خانواده، مدرسه یا محل کار، با خشم، اضطراب و افسردگی روبرو می‌شویم، گرچه میزان آن بسته به عوامل متعددی از یک فرد تا فرد دیگر متفاوت است. خشم معمولاً از تعاملات بین فردی نشأت می‌گیرد و به مشکلات سلامتی جسمی ارتباط دارد. خشم باعث از بین بردن روابط بین فردی، صلح، عشق و شادی خود فرد و نیز دیگران می‌گردد. پژوهش‌های من به روشنی نشان می‌دهد که درجه بالای اضطراب با مشکلات سلامت جسمی نظیر احساس سرگیجه، درد عضلانی، خارش پوست، تغییر رنگ ادرار، تغییر رنگ چشم و نیز کمبود اتکاء به نفس ارتباط دارد. شایان ذکر است که وجود سطح بهینه‌ای از اضطراب، قابل قبول است زیرا حذف کامل آن از زندگی فرد امکان‌پذیر نیست. در مورد افسردگی نیز وضعیت به همین گونه است. بسامد و مدّت زیاد افسردگی نیز زندگی ما را تباه می‌سازد. از اینجاست که باید به فکر مدیریت هیجانات خود برآئیم.
به پرسش‌های زیر، کدامیک از سه پاسخ «همیشه»، «گاهی» و «هرگز» را می‌دهید؟

  • من درباره اشتباهات گذشته‌ام نگرانم
  • من حس می‌کنم که دست از تلاش در زندگی برداشته‌ام
  • اتفاقات جزئی مرا به شدّت ناراحت می‌کند

بسیاری از پژوهشگران دریافته‌اند که کسانی که به پرسش‌هایی از این قبیل، پاسخ «همیشه» را داده‌اند دارای مشکلات سلامت جسمی از قبیل مشکل خواب (به خواب رفتن یا در خواب ماندن)، سردرد، ناراحتی‌های معده و سوء هاضمه، احساس خستگی، کاهش اشتها، تب، فراموشی، پشت درد و تپش قلب تندتر از حد معمول هستند.
اکنون پرسش‌هایی زیر را در نظر بگیرید و بگوئید کدامیک از سه پاسخ «تقریباً همیشه»، «بیشتر مواقع» و «گاهی» را به آن‌ها می‌دهید؟

  • من خشم را درون خودم نگاه می‌دارم
  • من با دیگران به بحث و جدل می‌پردازم
  • من در درونم می‌جوشم ولی آن را نشان نمی‌دهم

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کسانی که به پرسش‌هایی از این قبیل، پاسخ «تقریباً همیشه» را داده‌اند در بلند مدت دچار بیماری قلبی، سرطان و فشار خون بالا می‌شوند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که هر چند ممکن است فرو خوردن خشم از لحاظ رفتاری، نشانه مثبتی تلقی شود امّا به همان اندازه بیرون ریختن خشم، باعث افزایش فشار خون فرد می‌گردد.
این هیجانات باعث افزایش احتمال ابتلا به سرطان و بیماری‌های عروق کرونر و یا گسترش آن‌ها می‌شود. بنابراین، همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، خشم مانند یک شمشیر دو لبه عمل می‌کند. دشمنی و خصومت نیز همانند خشم با مشکلات جسمی نظیر بیماری قلبی ارتباط دارد. یکی از دلایل ساده ارتباط بین هیجانات منفی نظیر خشم و اضطراب با مشکلات سلامت جسمی این است که هنگامی که ما در سطح بالایی از هیجانات منفی قرار داریم، الگوهای فکریمان تا حدّ زیادی مختل می‌شود و در نتیجه، ظرفیت محافظت از سلامت جسمی کاهش می‌یابد. خبر خوب این است که ما می‌توانیم یاد بگیریم که خشم و سایر هیجانات منفی را به مقدار مناسب بروز دهیم. به طور کلّی، خشم در ما به دلیل سیستم اعتقادی معیوبمان پدید می‌آید. آلبرت الیس، روان درمانگر آمریکایی، عبارت «باورهای نامعقول» را برای آن به کار برده است. همه ما می‌توانیم با کمک یک روان‌شناس مجرّب یاد بگیریم که چگونه این باورهای نامعقول را به حداقل رسانیم و آن‌ها را به باورهای معقول، یعنی باورهایی که در زندگی روزمره ما عملی‌تر هستند و برپایه ارزیابی زمینه‌های زندگی واقعی قرار دارند، تبدیل ‌کنیم. به همین ترتیب، مدیریت موثر سایر جنبه‌های هیجانی نیز همواره قابل فراگیری است.


در زندگی روزانه، در خانه، مدرسه یا محل کار، با شنیدن جملات ساده‌ای مانند آنچه در زیر آمده است، خشم در وجود ما برانگیخته می‌شود:

  • به محض این که دیدمت فهمیدم که از پس این کار برنمی‌آیی.
  • پدر و مادرت باید خیلی از بابت این بچه‌ای که تربیت کرده‌اند ناراحت باشند.
  • کم‌هوشی تو در همه کارهایی که می‌کنی نمایان است.
  • امروز چقدر کثیف به نظر می‌آیی، بهتر است نکات بهداشتی را بیشتر رعایت کنی.
  • به نظر نمی‌رسد که توانایی انجام هیچ ورزشی را داشته باشی.
  • راستش را بخواهی، از همان اول که دیدمت فهمیدم موفق نمی‌شوی.

همه ما اتفاق نظر داریم که این جملات تحریک‌آمیز می‌تواند باعث برانگیخته شدن خشم در بسیاری از ما گردد (البته نه همیشه). من هم قبول دارم که شنیدن چنین عبارت تحریک‌آمیزی بسیار نامطلوب است و ما را تحت فشار می‌گذارد امّا آنچه اهمیت دارد این است که شدّت، مدّت و بسامد خشممان را کاهش دهیم و از سلامت جسمی خود محافظت کنیم. آنچه من سعی دارم بگویم این است که ما باید با تغییر در باورهای نامعقولمان، خود را مجهز کنیم و اجازه ندهیم که خشم در وجود ما مزمن، شدید و با دوام گردد. خبر خوب این است که تغییر و اصلاح سیستم اعتقادی بر پایه زمینه‌های زندگی واقعی، می‌تواند تمام این مشکلات را به حداقل برساند و زندگی را برای ما با معنی‌تر سازد. ما می‌توانیم جنبه‌های انسانی را در خود تقویت کنیم و خلاصه آن که مدیریت موثر هیجانات می‌تواند به ما کمک کند که زندگی روزانه سالم‌تر و عاقلانه‌تری داشته باشیم.

مهارت مدیریت هیجان

هیجان در زبان فارسی كلمه ای است كه بیشتر برای بیان احساسات و حالات پرشور و پرانرژی به كار می رود.
ولی از نظر روانشناختی بیان تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی را در بر می گیرد.
از نظر ویلیام جیمز، تغیرات جسمی و روانی است كه مستقیماً به دنبال ادراك یك واقعیت تحریك كننده حاصل می شود.
هیجانات، مثل خشم، ترس ، عشق و محبت، تنفر، امیدی و ناامیدی، نگرانی و اضطراب،‌احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادی، تعجب ، شرم ، پشییمانی دلسوزی و ...

ادامه مطلب...