دوشنبه ۱۳۹۶/۵/۳۰
آخرین به روزرسانی : ۱۳۹۶/۰۵/۲۹
خبرنامه
کانال دکتر هلاکویی
به کانال دکتر فرهنگ هلاکویی و انتشارات باهدف وارد شوید و هر روز مطالب خواندنی ما را دنبال کنید.
برنامه امروز
برنامه صبحی دیگر
برنامه صبحی دیگر
برنامه صبحی دیگر
کانال مدیریت رفتار
بنا به درخواست شما هموطنان عزیز کانال تلگرامی مدیریت خشم،ترس،افسردگی،استرس دکتر هلاکویی راه اندازی شد.
انتشارات باهدف
انتشارات باهدف
معرفی انتشارات
معرفی مجموعه کتابهای انتشارات باهدف در برنامه صبحی دیگر از شبکه آموزش(کانال 7 صدا و سیما)- 18 بهمن 1394

6 تأثیر بازی کردن بر سلامت روان و شخصیت کودکان

معمولا پدر و مادر‌ها علاوه بر لذت بردن از صحنه بازی کردن فرزندان‌شان، به آن به عنوان زنگ تفریحی برای خودشان هم نگاه می‌کنند تا بتوانند کمی از شیطنت بچه‌ها آسوده شوند و استراحت کنند. اما شاید گاهی آنها یادشان برود که همین بازی‌ها هستند که نقش بزرگی در پرورش شخصیت کودک دارند. به همین دلیل ما در چند نکته تأثیر بازی کردن را بر سلامت روحی و شخصیت کودک برای‌‌تان آورده‌ایم.

گاهی بزرگتر‌ها در میان اتفاقات روزمره زندگی یاد‌شان می‌رود که باید با کودک‌شان با توجه به سنش رفتار کنند و ناخود‌آگاه از او توقع درک بیشتری دارند. اما باید یادتان باشد که برای کودکان فلسفه نگویید و برای‌شان از قانون و ادب و آیین حرف نزنید. آنها را رها کنید تا کودکی کنند!

کودکی کردن، همان خنده‌های بلندی است که گاه کشیده و گاه بریده بریده از او در می‌آید. کودکی کردن، همان گریه های بی بهانه و با بهانه‌های کوچک است. کودکی کردن، در آوردن صداهای بلند نامفهوم و پیچیدن در کنج کنج خانه و بازی‌های یکسره و ناتمام است.

کودک را رها کنید تا بازی کند؛ چه تنها، چه با برادر و خواهر خود. همچنین او را رها کنید تا بازی کند با فرزندان فامیل و آشنایان، با فرزندان دوستان‌تان و یا با همسالان بیگانه. شما اگر در پی نیازهای او مانند خانه و زندگی هستید او نیز به صورت غریزی در پی نیازهای خویش است.

بدین‌گونه بازی کردن می‌تواند این‌طور بر شخصیت کودک تأثیر‌گذار باشد

ادامه مطلب...

کودکم اوج بگیر

والدين از زماني كه شروع به تعليم و تربيت فرزندانشان مي كنند، هدفشان بايد اين باشد كه شاهد پرواز فرزندشان باشند و بگذارند فرزندشان پر بكشد و به اوج برود نه انكه فرزندشان وابسته و معتاد به انها باشد. اوج استقلال و پرواز فرزندانمان در ٢٢ سالگيست.

سوالات کودک درباره مرگ

«مامان این عکس کیه؟
 چرا دیگه اون پیش ما نیست؟»، «مامان بابابزرگ مرده، یعنی چی؟»،

«یعنی منم می‌میرم؟» و... تنها بخشی از سوال‌های بچه‌ها در مواجهه با موضوع مرگ است.

اين جواب‌ها را هرگز به‌كار نبريد

والدین نباید در برابر مرگ به کودک حس خوب بدهند. پاسخ‌هایی مانند «راه دور رفته» و «خوابیده» اصلا مناسب نیست زیرا این پاسخ‌ها بار هیجانی دارند و این حس را به کودک می‌دهد که آرامش با مرگ اتفاق می‌افتد و حتی ممکن است کودک با خوابیدن مشکل پیدا کند.

 به طور مثال اگر به او بگویید «او الان خوشحال است و در بهشت است»

 او ممکن است بپرسد «اگر او خوشحال است پس چرا شما ناراحتید؟» پاسخی مانند «خوب بود خدا بردش پیش خودش» این را به ذهن کودک می‌آورد که اگر خوب باشیم می‌میریم.

به این ترتیب برای کودک تضاد ایجاد می‌شود. والدینی که از یک افسانه و اسطوره استفاده می‌کنند فکر می‌کنند وقتی تصویر خوشایندی از مرگ به کودک بدهند او بهتر درک می‌کند و احساس ناراحتی کمتری می‌کند، در حالی که این امر آسیب‌زننده است

 

 

.

كودك‌ را نترسانيد

والدین درقبال سؤالات اين‌گونه كودك باید رفتار متعادل داشته باشند؛ نباید انکار كرده يا واکنش تند نشان دهند. بچه‌ها در سنین پایین ادراکی ندارند و نیازی به توضیح نیست ولی وقتی صاحب تفکر هستند و پرس و جوی جدی می‌کنند باید به آنها جواب داده شود. واکنش‌ والدین به مرگ بسیار مهم است؛ والدینی که در این مواقع بی تابی و جزع وفرع میکنند باعث ترس کودک می‌شوند.

این 4 مرحله را به ترتیب ادامه دهید

در مورد مرگ 4 مرحله پاسخ‌دهی وجود دارد:
- قطع علائم حیاتی،
- اتفاق،
- برگشت‌ناپذیری و
- همگانی بودن.
این 4 مرحله را کودک به ترتیب می‌فهمد. دقت داشته باشید که وقتی کودک سؤال می‌کند نباید همه 4 مرحله را یک‌جا به کودک پاسخ داد یا از ترتیب دیگری استفاده کرد.

این جواب‌ها را بخوانید

اولین و بهترین پاسخ به سؤال «چه اتفاقی افتاده که مرده؟» این است که «او نمی‌خورد، نمی‌خوابد،درد نمی‌کشد و بدنش دیگر کار نمی‌کند.»

وقتی می‌پرسد «کی‌می‌میریم؟» بهتر است بگویید «کسی نمی‌داند ما چقدر زنده‌ایم، وقتی پیر شدی و نوه‌دار شدی آن وقت بهش فکر می‌کنی.»

 شاید بپرسد «تو کی می‌میری؟» این ممکن است والدین را ناراحت کند در حالی که کودک در حال تجربه است و درکی ندارد. در جواب باید بگویید «مامان و بابا قوی و سالم هستند و وقت زیادی پیش تو می‌مانند.» در اینجا نباید اشاره به مرگ شود؛ منظور کودک از این سؤال درباره مفهوم تنهایی است و اينكه او مراقب خود را از دست خواهد داد یا نه.

به این کودکان بیشتر توجه کنید

2طيف از بچه‌ها هستند که با مرگ مسئله دارند؛
 یکی کودکان ماجراجو و نترس و بیش‌فعال که رفتارهای حمله‌وار و ماجرا‌جويانه دارند و کارهای خطرناک بیشتری می‌کنند و دیگری کودکان وابسته، به خصوص کودکانی که اضطراب جدایی دارند. این افراد وقتی با مرگ رو‌به رو می‌شوند ترس تنها شدن برای‌شان خیلی نزدیک می‌شود و وقتی این اتفاق می‌افتد همه چیز برای‌شان ناامن می‌شود.

آنها باید با  واژه مرگ رو‌به‌رو شوند

برخی والدین فکر می‌کنند مرگ یک پدیده ناراحت کننده است و بچه‌ها نباید با آن رو‌به‌رو شوند و نباید آن را بفهمند، در حالی که کودکان کنجکاو هستند وذهن‌شان بسته نیست.  آنها در بسیاری از مواقع مرگ حیوانات دور و بر خود را می‌بینند یا در فیلم‌ها مرگ افراد را مشاهده می‌کنند و حتی عکس‌های خانوادگی را می‌بینند که در میان آنها نیستند. اینکه کودک چطور در کودکی مرگ را تجربه می‌کند در درک و شخصیت فرد در بزرگسالی بسیار تاثیر دارد. اگر بچه‌ها بازی مرگ را انجام می‌دهند جلوی این کار را نگیرید، این تخلیه کودک است؛ با آنها همراه شوید و کم‌کم وارد بازی شوید.

حس‌های کودک از مرگ

حس‌هایی که کودکان از مرگ دارند معمولا گناه، لرزیدن و انواع ترس است. بعد از مرگ اطرفیان مسائلی مانند شب‌ادراری، ناخن جویدن، ترس از بیمارستان و بهشت‌زهرا را می‌توان در برخی کودکان دید.

كودك به این خاطر احساس گناه می‌کند که در بسیاری مواقع همه چیز را به خودش نسبت می‌دهد مثلا فکر می‌کند چون نسبت به عزیزی که از دست داده عصبانی بوده یا حسادت داشته او مرده است. همچنين مسائلی مانند جدایی طولانی والدین و تغییرات مکرر محل زندگی، کودک را نسبت به مرگ حساس می‌کند.

بازی های وانمودی مهارت زبانی را پرورش می دهند

آیا تاکنون هنگامی که  کودک تان سرگرم بازی تخیلی یا بازی با اسباب بازی ها یا دوستانش است، به رفتار اوتوجه کرده اید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، شاید بعضی واژگان یا عبارت هایی شنیده اید که هرگز فکر نمی کردید او آن هارا بلد واژگانی را که خودما به کار می بریم، از آن ها می شنویم. کودکان از پدر، مادر، و آموزگارشان  کاملا تقلید می کنند. بازی وانمودی به کودک شما کمک می کند تا قدرت زبان را در یابد.  افزون بر این، کودکان با بازی وانمودی با دیگران، یاد می گیرند که می توانند از واژه ها همچون ابزاری برای بازسازی یک داستان یا سازمان دهی یک نمایش بهره بگیرند. این فرآیند به کودک تان امکان می دهد میان زبان نوشتاری و گفتاری ارتباط برقرار کند و به مهارتی  دست یابد که بعدها به او کمک خواهد کرد خواندن را یاد بگیرد.

 


کودکان همچنین در هنگام بازی های وانمودی، واژه نامه ی خود را می سازند. هنگامی که مشغول بازی وانمودی هستند، شما و آموزگارش می توانید آن ها را با واژه های مربوط به یک موضوع ویژه آشنا کنید. برای نمونه، اگر کودک تان دوست دارد با دایناسورهای اسباب بازی، بازی کند، شما با اشاره به نام دایناسورهای گوناگون، به او کمک خواهید کرد به سرعت نام های بلند آن ها را یاد بگیرد.
بیشتر کودکان دوست دارند وانمود کنند کارهایی را که شما در خانه انجام می دهید، آن ها هم انجام می دهند. سعی کنید همیشه مجموعه ای ازنشریه ها، کتاب ها، کاغذ و مدادهایی برای بازی های نمایشی در خانه در دسترس داشته باشد.
به این ترتیب، کودک شما از مهارت های پیش نوشتاری و پیش خوانی برای تقلید موقعیت های واقعی در زندگی اش استفاده خواهد کرد. او می تواند برای عروسک ها و اسباب بازی هایش بخواند، نامه بنویسد، فهرست تهیه کند و حتی وانمود کند با تلفن اسباب بازی، پیام تلفنی می گیرد.بوده است. اغلب در بازی کودکان

 

 

 

 

چند نکته راجع رفتن بچه ها به مهد کودک

۱- اول اینکه فرزند ما زبون اون محیط اموزشی رو به اندازه همسالان خودش فرا گرفته باشه و بتونه جدایی از پدر و مادر رو به راحتی تحمل کنه .

۲-میدانیم بین6تا18ماهگی مرحله اضطراب جدایی برای کودک انسانی است و تو این مدت مادر تقریبا از فرزندش نمیتونه دور باشه و باید در شرایط خاصش گذاشت تا بچه که حدود 18 ماهگی به مرحله object permanent میرسه ثباتی در ذهنش بوجود میاره که تصویر مادر یا پدر رو میزاره تو ذهنش و هر زمان که اونها نبودند چون اون تصویر رو داره فکر میکنه کنارشند.این اتفاق فوق العاده مهم حدود 18 ماهگی میوفته.بعد از اون پدر مادر برای اینکه تجربه جدایی و دوری از پدر و مادر برای بچه سخت و تلخ نباشه مواظب باشند که بچه از این دوریها اسیب نبینه و یک بازی که مهمترین بازی جهان است بنام بازی قائم موشک رو هزاران بار با فرزندشون انجام بدهند تا به اون وضعیت ثبات ذهنی فرزندشون کمک کنه و بچه به این نتیجه برسه که پدر مادرمو نمیبینم ولی اونها هستند .

 

 



۳-برای بچه ها خیلی اهمیت داره که اگر یکی از دوستان یا خویشاوندان نزدیکشو در اون محیط داشته باشه و غالب اوقات بخاطر این دوست بچه ها اشتیاقی باورنکردنی به محیطهای آموزشی پیدا میکنند.لذا اگر دوست یا فامیل و آشنایی دارید چه بهتر که شرایطی رو فراهم کنید که فرزندان هر دوی شما بتونند با هم اونجا بروند و حتی ساعاتی هم خارج از ساعت اون محیط در کنار هم باشند.

۴-میدانیم بچه ها تا 4 سالگی با مفهوم شریک و سهیم شدن آشنا نیستند پس این محیط اگر 10 فرزند دارد برای همه اونها باید 10 اسباب بازی یکنواخت داشته باشد

۵-برای یک بچه 2.5 ساله همینکه تعداد بچه ها از 10یا15نفر بیشتر بشه برای او جمعیتی غیرقابل قبول و تحمل است و اگرچه ممکن است محلهای بازی از هم فاصله داشته باشند بچه ها در محیط های شلوغ مخصوصا اون زمانیکه پدر و مادر کنارشون نیستند احساس راحتی نمیکنند.

۶-در این محیطها میدانیم بعد از 1 سالگی فاصله بیش از 1 سال برای بچه ها مفید نیست و اگر فرزند 2 ساله ما کنار بچه 4 ساله باشد گرچه برای 4 ساله میتونه مفید باشه اما برای فرزند دو ساله جای خوبی نیست.

۷-فلسفه و دانش و بینش و معلمان و مربیان و نظافت ان محل اهمیت زیادی دارد و سیاست کلی انها چگونه است یعنی آیا بخاطر وضعیت ساعت و درامد خود فرزند ما را با هر مشکلی در اونجا نگه میدارند یا اینکه سریعا ما را از مشکل یا بیماری فرزندمان آگاه میکنند

۸-در این محیط فرزند ما باید به نوعی احساس مالکیت و تعلق داشته باشد و داشتن کمدی کوچک و جائی مشخص که بتونه وسائل شخصیشو در اونجا بزاره به او احساسی از ارتباط با محیط رو میده

۹-اما اگر فرزند شما امادگی کامل برای رفتن به این محیطها رو ندارد بهتر است محیطی رو انتخاب کنید که به شما اجازه میدهند تا زمانیکه ضرورت داره کنار فرزندتون بایستید و این سخن که او را رها کن و برو بعد از مدتی که گریه کرد حالش خوب میشه مخصوصا در روزهای اول خوب نیست .برخی اوقات فرزندان ما میتونند در این محیطها بسیار سخت آسیب ببینند و از پا دربیایند لذا دقت کافی در انتخاب این محل باید به عمل اورده شود و حتی گذاشتن یک روز کامل برای دیدن انچه که در این محل میگذرد بسیار ضروری است

اضطراب جدایی در کودکان

اضطراب جدایی به‌طور طبیعی بین سن ۶ ماهگی و ٣ سالگی رخ می‌دهد که اوج آن در سن ٢۴-١٢ ماهگی است و پس از ٢۴ ماهگی به‌تدریج کاهش می‌یابد. اضطراب کودک هنگام جدا شدن از والدین معمولاً از یک روز به روز دیگر متفاوت است، یک روز کودک هنگام جدا شدن از مادر مضطرب می‌شود، روز دیگر به مادر می‌چسبد و غمگین است و یک روز دیگر، قشقرق راه انداخته و در مقابل جدایی مقاومت و واکنش شدید از خود بروز می‌دهد. به‌تدریج کودک به سمت استقلال می‌رود ولی هنوز مرحله انتقالی می‌تواند مشکل باشد و برای کودک و مادر استرس‌زا باشد.
برای کودکانی که تجربه جدایی‌های بسیار مکرر و یا بسیار اندک از مادر داشته‌اند، جدایی ممکن است اضطراب بیشتری را ایجاد کند. هرچه کودک بزرگتر می‌شود و مفهوم زمان را درک می‌کند و مدارای موفقیت‌آمیز هنگام جدایی را بیشتر تجربه می‌کند، از اضطراب او کاسته می‌شود.

عواملی که ممکن است در شدت اضطراب جدایی کودک دخالت داشته باشند شامل موارد زیر است:
•خستگی و بیماری کودک
•تغییر در عادات و برنامه‌های منزل
•تغییراتی که در خانواده رخ می‌دهد مانند: تولد فرزند جدید، طلاق، جدایی والدین، مرگ و یا بیماری اعضای خانواده و …
•عوض شدن پرستار و یا مراقبین کودک
•والدین معمولاً علت اضطراب جدایی نیستند ولی می‌توانند با رفتارهای خود آن‌را بدتر یا بهتر کنند.
•کودکانی که از نظر سرشتی، کودکان سخت و دشواری هستند و به تغییرات جدید، مکان و اشخاص جدید دیر عادت می کنند، بیشتر مستعد اضطراب جدایی هستند.
عوامل زیر می‌تواند شانس اضطراب جدایی را در کودک شما کاهش دهد:
•از سن۱۴ ماهگی به بعد در زمان‌هایی کوتاه و به‌طور گهگاه از پرستار کودک و یا شخص نزدیک دیگر استفاده کنید تا کودک را مراقبت و نگهداری کند. این موضوع علاوه بر آن‌که کمک می‌کند تا کودک در زمان‌هایی کوتاه، دور شدن از مادر را تجربه کند، فرصتی را نیز در اختیار کودک قرار می‌دهد تا اعتماد به سایر بزرگسالان در او شکل گیرد.
•از ١٢ ماهگی به بعد کودک را وارد ارتباط با همسالان نمائید. (گر چه کودک در این مرحله معمولاً وارد بازی‌های مشارکتی نمی‌شود) و از سن ٣ سالگی می‌توانید فرصت تجربه بازی‌های گروهی را به او بدهید.•از سن ۴-٣ سالگی کودک می‌تواند بعضی اشکال کلاس‌های پیش‌دبستانی و مهدکودک را تجربه کند، به‌خصوص برای کودکانی که زیاد به والد خود وابسته هستند.

این گونه به کودکی که از اضطراب جدایی رنج می‌برد کمک کنیم:
•در ابتدا سعی کنید کودک را در زمان‌هایی کوتاه به مراقب جدید یا مهد کودک بسپارید، زمان‌هایی که بتواند تجربه‌های مثبتی را در آن‌جا داشته باشد.
•قبل از آنکه کودک را در محل جدید ترک کرده و تنها بگذارید، کمک کنید تا کودک با محیط و مردم جدید آشنا شود.
•روی موارد مثبتی که در محیط جدید رخ می‌دهد متمرکز شوید، نگذارید بچه‌ها از تصور چیزهای بدی که ممکن است رخ دهد نگران شده و بترسند.
•اضطراب کودک را به تمسخر نگیرید و او را به‌خاطر این ترس و اضطراب سرزنش و شماتت نکنید.
•اجازه دهید تا کودک شما بداند که می‌فهمید چقدر سخت است که انسان از کسی که تا این حد دوستش دارد جدا شود، کودک را درک کنید و بپذیرید. اما زیاد با او همدردی و دلسوزی نکنید.
•تسلیم خواسته کودک نشوید و به او بفهمانید که در امنیت و سلامت خواهد بود.
•عشق، محبت و علاقه بی‌قید و شرط خود را از کودک دریغ نکنید.
•اگر کودک بزرگ‌تر است او را به کودکان دیگری که در آن محیط هستند معرفی کنید و بازی و تفریح خاصی را با آن‌ها ترتیب دهید.
•انتظار آن‌را داشته باشید که در چند هفته اول ورود به مهد و یا مدرسه کودک خسته باشد و زود تحریک‌پذیر شود.
•هنگام ترک کودک او راببوسید و نوازش کوتاهی نموده و با خوشرویی از او خداحافظی کنید. مراسم خداحافظی و ترک کودک را خیلی طولانی نکنید، بر احساسات دلسوزانه خود غلبه کنید و چندین بار نروید و برگردید.
•دزدکی و یواشکی کودک را ترک نکنید.
•قبل از شروع مهد، آمادگی و یا مدرسه، تدارک کتاب، دفتر و وسایل مورد نیاز کودک را ببینید و برای فراهم آوردن آنها کودک را مشارکت بدهید.
•حتی زمانی که فکر می‌کنید مربی و یا معلم کودک شما سخت‌گیر است و یا کودک توسط کودک دیگری مورد قلدری و اذیت قرار گرفته است، او را از مدرسه و یا مهد خارج نکنید، سعی کنید مشکل را رفع نمائید.
•اگر کودک تحت هیچ شرایطی حاضر نشد به مهد یا مدرسه برود و در منزل ماند، برای او زیاد فعالیت‌های تفریحی و سرگرمی فراهم نکنید.
•در بازی‌ها با ایفای نقش، جدایی را با کودک تمرین کنید.
•پس از بردن کودک به مهد یا مدرسه مدتی آنجا بمانید، سپس کودک را با معلم یا مربی تنها بگذارید و سپس نزد او برگردید.